به نام یکتای بی همتا

(NME)

توانمند سازی انگیزشی – عصبی

 

علم انگیزش و گرایش به پیشرفت در افراد پیشرفت گرا

 

شرح دیدگاه ، عملکرد و اهداف توانمندسازی انگیزشی – عصبی (NME)

همه ی ما به این موضوع آگاه هستیم که سرمایه ی اصلی رشد و پیشرفت هر انسانی در درون خود او نهفته است.

توانمند سازی انگیزشی – عصبی یا  NME، یک روش علمی کاربردی در زمینه توانمند سازی پیشرفت شخصی و حرفه ای است که توسط  اینجانب ابراهیم  علی عزیزی ، پژوهشگر و مدرس حوزه های روان شناسی انگیزش پیشرفت برای اولین بار ابداع و عملیاتی شده است . هدف این رویکرد تقویت ساختارهای انگیزشی و عصبی افراد در جهت  پیشرفت شخصی و حرفه ای در زمینه های گوناگون می باشد.

به مدت ۸ سال است که به صورت علمی و تجربی در زمینه انگیزش پیشرفت مشغول به تحقیق و پژوهش می باشم و موفق به تألیف و انتشار ۲۰ عنوان کتاب و ده ها مقاله ی علمی در این حوزه شده ان ام  ای ، روی کنترل کارآمد ، مدیریت بهینه ، عملکرد اجرایی پویا و تقویت آنچه برای افراد و پیشرفت شان با اهمیت است، تمرکز دارد و باعث پویایی” عملکرد برتر، تسلط بالا  و احساس شایستگی زیاد “( ویژگی های شخصیت های های پیشرفت گرا) می شود .

این روش علمی و کاربردی ، شرایط را برای هر نوع موفقیت و پیروزی افراد با هر نوع پتانسیل ،ظرفیت در هر موقعیتی هموار می سازد. شعار این روش این است :

“هیچ غیر ممکنی برای شخصیت باانگیزه پیشرفت

وجود ندارد” .

این روش تماماً بر اساس توانمند سازی و شکوفایی ظرفیت های درونی انسان ها  طراحی گردیده تا میزان قدرت کارایی ظرفیت های درونی افراد را برای پیشرفت تحول ببخشد . شاید تا اندازه ای محیط پیرامون و توان افراد، محدود به نظر آید، ولی انسان ها بر اساس ویژگی های درونی خود، قادرند و  می تواند کنترل پذیری و تسلط خود را برای پیشرفت در موقعیت ها بارور سازند . (تفکر بارور و پیشرفت گرا) .زیرا،افراد برای پیش بینی و تأثیرگذاری ،آنچه می خواهند اتفاق بیافتد، خلاق،هوشیار و توانمند هستند و قادرند تا با تلاش و عملکرد اجرایی مطلوب شرایط را به نفع رشد و پیشرفت خودشان تغییر و بهتر کنند. این ویژگی بارز شخصیت های پیشرفت گرا است که با وجود چالش ها و محدودیت های محیطی، اجتماعی و فردی مختلف ، از پتانسیل و ظرفیت های نیروی درونی خود کمال بهره برداری برای زایندگی و نوآوری به نفع پیشرفت خودشن استفاده می کنند و برتری خود را بر موانع و چالش ها ثابت می نمایند.

“توانمند سازی انگیزشی – عصبی یک دیدگاه در حوزه روان شناسی تفاوت بین فردی با رویکرد انگیزشی- عصبی است که بر نقش فرایندهای انگیزشی  و دستگاه عصبی  در نیرومند سازی و تقویت  رفتار پیشرفت گرا تأکید می ورزد. این حوزه با هدف توانمند سازی و تقویت ظرفیت ” کمال یافتن و خودشکوفایی ، مدیریت پیشرفت فردی ، حق انتخاب سرنوشت ، خودمختاری، احساس شایستگی و احساس کارآیی، توانمند سازی رفتار نوآورانه و رفتار خلاق خودکام کن و رشد عقاید شخصی پیشرفت گرا ، طراحی و تدوین گردیده است.

تمرکز رویکرد توانمند سازی انگیزش – عصبی

این رویکرد برنقش انگیزشی درونی و بخش هایی از ساختار عصبی مغز که مسئول گرایش به پیشرفت است، تمرکز دارد . به نوعی، ان ام ای، بیان می کند که بین انگیزش درونی و  بخش هایی از سیستم عصبی، و  بروز رفتارهای گرایش به پیشرفت، یک ارتباط مهم وجود دارد . این رویکرد یکی از منابع مهم  درک و فهم  این موضوع  است که چگونه انگیزش های درونی و بخش های خاصی از مغز باعث  شکل گیری تیپ های شخصیتی پیشرفت گرا می شوند .

 

هدف توانمند سازی انگیزشی – عصبی

 NME « یک روش توانمند سازی ” انگیزشی– عصبی در جهت ساختن ” تیپ شخصیتی پیشرفت گرا ” است. هدف اساسی این رویکرد، تقویت انگیزش درونی و فعال سازی ساختار عصبی ،در جهت خلق رفتار پیشرفت گرا ، در افراد است . اصل اساسی در   ان ام ای ، این است ” افرادی که دارای  انگیزش های درونی و برخوردار از ساختار عصبی گرایشی هستند ، پیش بینی رفتار پیشرفت گرا در آنها بالا است. در واقع NME با تقویت انگیزش درونی و فعال سازی بخش هایی از ساختار عصبی که مسئول انگیختگی هیجان ها مثبت هستند، به دنبال ، این است که به رفتار افراد در جهت گرایش به پیشرفت نیرو و جهت دهد . این روش مدعی است که افراد پیشرفت گرا، نیروی خود را از انگیزش درونی و بخش هایی از ساختار عصبی می گیرند.

در این روش، هدف این است که با توانمندسازی فرایندهای انگیزشی و تقویت ساختار عصبی گرایشی، به رفتار افراد در  جهت گرایش به پیشرفت ؛ نیرو و جهت داده شود  .

وقتی افراد از انگیزش درونی و ساختار عصبی گرایش به پیشرفت برخوردار باشند، این عوامل بر فعال سازی بخش هایی درونی مغز که مسئول برانگیختگی گرایش به پیشرفت است، اثر مثبت گذاشته و نتایج عالی به همراه خواهد داشت .

به عبارتی ساده تر، افراد صاحب انگیزش درونی و ساختار عصبی گرایشی، رفتارهای قوی پیشرفت گرا دارند، به طوری که هر کس از این ویژگی برخوردار باشد به سوی نتایج  عالی مثبت و ترقی خواهی، حرکت  می کند. این روش ، یک رویکرد خارق العاده،  برای تشویق افراد به پیشرفت های بالا و عالی است .

مدل عملکرد  ان ام ای

مدل غالب عملکرد NME یک مدل دو سیستمی است که براساس تعامل فرایندهای انگیزشی و عصبی، طراحی شده است .   ان ام ای ، با دو ساختار غالب، انگیزش درونی و ساختار عصبی گرایشی (گرایش به پیشرفت) پی ریزی شده است .

NME، به  ” تفکر پیشرفت گرا ” یا « مغز با انگیزه ی پیشرفت » شناخته می‌شود . بر اساس این دیدگاه، افرادی که انگیزشی درونی و ساختار مغزی گرایشی دارند، دارای شخصیت های پیشرفت گرا هستند که خود این ویژگی باعث می گردد که این تیپ های شخصیتی میزبانی خوب و شایسته برای نشان دادن  افکار و رفتار پیشرفت گرا باشند.

اصول اساسی NME

۱ – اصل انگیزشی – عصبی :  فرایندهای انگیزشی و عصبی در گرایش افراد به پیشرفت نقش به سزایی دارند .

۲ – اصل انگیزش درونی – انگیزش درونی یکی از عوامل انگیختگی و یک محرک و عامل تشویقی افراد جهت گرایش به پیشرفت است .

۳– اصل ساختار عصبی گرایشی – بخش هایی از ساختار عصبی مغز مسئول برانگیختگی و ایجاد هیجان ها مثبت و گرایش به پیشرفت در افراد است.مکانیسم مغز ما یک پدیده خارق العاده فعال است که به ادراکات و تجربیات حسی ، معنی می بخشد .

۴- اصل تیپ شخصیتی پیشرفت گرا – در تیپ های شخصیتی پیشرفت گرا ، انگیزش و گرایش به پیشرفت، بالا و زیاد است .

۵-اصل تغییر – انگیزش ، ساختار عصبی ، رفتار و شخصیت انسان ها، ویژگی های قابل انعطاف پذیر و متغییر هستند و به هیج عنوان این خصوصیات ثابت و یکنواخت نمی باشند .  شرایط و رویدادهای مختلف می تواند بر این مکانیسم ها و ویژگی ها اثر گذار باشند و آنها دگرگون و تغییر دهند.

۶- اصل پویایی فطرت: فطرت انسان گرایش به رشد و پیشرفت دارد . بر همین اساس می توان از طریق آموزش های ویژه و ایجاد بستر ها و شرایط مختلف ، باعث شکوفایی قابلیت ها و پتانسیل های رشد و پیشرفت فطری و دورنی انسان گردید.

۷- اصل فراگیری مدیریت پیشرفت فردی و حرفه ای : افراد می توانند  از طریق فراگیری  آموزش ها و یادگیری های مختلف، استعدادها، مهارت ، توانایی و  نیروهای درونی خود را در  زمینه ها و موقعیت های مختلف رشد و شکوفا سازند . این توانایی ها  شامل : 

الف -(توانمند های شناختی – اجتماعی) مانند :  احساس کمال یافتن و خودشکوفایی ، مدیریت پیشرفت فردی ، حق انتخاب سرنوشت ، خودمختاری، احساس شایستگی و احساس کارآیی، توانمند سازی رفتار نوآورانه و رفتار خلاق خودکام کن، افزایش عزت نفس و اعتمادی به نفس ، هدف گزینی و احساس کنترل باشند.

 ب- ( توانمندی های  رفتاری) مانند : عملکرد اجرایی مثبت ، پویای سطح یادیگری مهارتی ، بهبود عملکرد رفتاری ، کنترل رفتار، تغییر رفتار ، تلاش و کوشش .

NME چرا پیشرفت ساز است ؟

ان ام ای ، تعبیر ، تفسیر و درک ما را از خودمان و محیط مان پخته و کارآمد می کند.

بنا به گفته جورج کلی (۱۹۶۷) تعبیر ما از رویدادها، از خود رویدادها مهم تر است. (نظریه های شخصیت – شولتز)

ان ام ای به این دلیل  پیشرفت ساز است که به  ابزارهای فوق العاده قوی و نیرومند پیشرفت ساز مجهز است . این ابزارها باعث تقویت ساختارهای انگیزشی – عصبی در جهت ساختن تیپ های شخصیتی پیشرفت گرا ( گرایشی به پیشرفت) می شود. توانمند  سازی این ابزار ها،باعث نیرو مند شدن کارایی و توانایی های شناختی افراد  می گردد . به نظر می رسد شخصیت های پیشرفت گرا با تقویت ابزار های پیشرفت ساز ،به فرایندهای شناختی – رفتاری عالی متوسل می شوند که منجر به تحقق برنامه ها و اهداف شخصی ، حرفه ای آنها  می شود . این ابزارها عبارتند از :

۱- ابزارهای انگیزشی پیشرفت (انگیزش درونی )

۲-  ابزارهای عصبی پیشرفت ( ساختار عصبی گرایشی)

رفتار پیشرفت ساز < گرایش به پیشرفت < انگیزش درونی< ابزارهای انگیزشی پیشرفت

رفتار پیشرفت ساز < گرایش به پیشرفت < ساختار عصبی گرایشی< ابزارهای عصبی پیشرفت

بر اساس راهکارهای NME ، افراد توسط ابزارهای انگیزشی – عصبی، افراد گام به گام می آموزند که نیرو و استعداد پیشرفت به طور فطری در نهاد هر انسانی نهفته است . این آگاهی، باور پذیری  برای غلبه و برتری بر هر نوع  هدف را ممکن می سازد . زمانی که  افراد به “عقاید  و باور کنترل شخصی ”  مجهز شوند ، نیروی بلقوه خود را و فرصت های محیط را می شناسند . این توانایی، قابلیت های افراد را برای مدیریت پیشرفت فردی به حد قابل توجه ای تقویت و افزایش می یابد . به عبارتی باورهای پیروزی و عقاید غلبه بر چالش ها و موانع در افراد، توسط این توانمندسازی نیرو می گیرد. یعنی افراد به طور عالی درک می کنند، یاد می گیرند، تصمیم می گیرند، فکر می کنند و رفتار می کنند ؛ زیرا به صورت منحصر به فرد ساختار انگیزشی و عصبی آنها فعال ساز می شود.(درک و رفتار بهینه از خود و دنیای اطراف)

وقتی غالب تیپ شخصیتی و مدل رفتار  افراد، گرایش به پیشرفت باشد، باور پذیری مثبت برای برتری و احساس شایستگی زیاد به پیروزی  مورد بررسی و ارزیابی دقیق و مثبت قرار می گیرد . برای مثال، هنگامی که دانش آموزان و ورزشکاران ، یا فروشندگان، به کاری می پردازند، برنامه یا هدفی را در سر دارند، در باره ی توانایی هایشان عقایدی دارند ، برای موفقیت و شکست انتظاراتی دارند، موفقیت ها و شکست های خود را به شیوه ی خاصی توجیه می کنند ، و می دانند که کیستندو نقش آنها در جامعه بزرگ تر چیست (جان مارشال ریو )  .

گرایش  شخصیت های پیشرفت گرا،به جای گزینش ریسک پیشرفت کم – شکست کم ( اجتناب از شکست )، گزینش ریسک پیشرفت بالا – پاداش بالا (گرایش به پیشرفت ) است.

ویژگی های شخصیتی افراد با اجتناب از شکست به ما توضیح می دهد که چرا شخصیت های اجتنابی در رفتار پیشرفت گرا ضعیف عمل می کنند و به رفتارهای بدون انگیزش برتری  اصرار می ورزند. مهم نیست این افراد دارای چه استعداد و هوشی هستند مهم این است که این افراد در برابر پیشرفت آینده خود سدهای محکمی می سازند. و گرایش به پیشرفت نشان می دهد که چرا شخصیت های پیشرفت گرا به عملکردها و رفتار انگیزشی برتری تأکید می ورزند تا بهتر پیشرفت کنند.

هر چه مدل انگیزشی – عصبی افراد بر اساس گرایش به پیشرفت بالا باشد، انتظارات و خوش بینی و عقاید ، نگرش ها و بینش آنها نسبت به منابع و فرصت های جهان پیرامون دقیق و پخته تر می شود. فرق شخصیت های پیشرفت گرا با سایر افراد از همین جا کلید می خورد . شخصیت های گرایشی، انتظارات عالی ، توانایی های عملکرد اجرایی و رفتار خویش را به گونه ای متمایز نسبت به افراد اجتنابی ، تقویت و سازماندهی می کنند که لزوماً پیشرفت را برای آنها به ارمغان می آورد . این تفاوت های فردی ، هر کدام ، به درجه ای متفاوت، آینده را به نوعی متفاوت پیش بینی می کنند. افراد اجتنابی ، سازه ی روانی پیش بینی شکست قوی دارند و افراد پیشرفت گرا، سازه ی روانی پیش بینی کامیابی بالا. این دو دیدگاه و رویکرد شناختی – رفتاری ، هر کدام به نوع خود بر دامنه عملکرد و رفتار خودکام کن و خود ناکام کن تأثیر می گذارند.

NME موجب برانگیختگی، و محرک انواع رفتارها گرایشی می باشد. به این دلیل که انگیزش درونی و بخش هایی از ساختار عصبی، میزبان و  مسئول ترغیب گرایش به پیشرفت هستند. این دو بخش در کنار یکدیگر ، دامنه ی رفتار و عقاید شخصی پیشرفت گرا را گسترش و محقق می سازند.

فردی که جهت گیری انگیزشی تسلط (ویژگی شخصیت های پیشرفت گرا) دارد با متمرکز ماندن بر تکلیف و تمایل به تسلط یافتن ، به زعم مشکلات و بدبیار ها، به شکست واکنش نشان می دهد(دینر و دوک ۱۹۷۸-۱۹۸۰)  .

 ان ام ای به این دلیل ، نیروی پیشرفت را برانگیخته می کند زیرا  عامل اصلی پویایی و شکوفایی انسان ها در درون خودشان نهفته است . این اعتقاد محکم وجود دارد که پیشرفت بعضی از انسان ها، بر اساس شرایط ویژگی انگیزشی – عصبی آنها رقم می خورد، نه رویدادهای موجود در محیط پیرامون. افراد با انگیزه درونی، به “خودپروی و خودسازنده گرایی درونی” شناخته می شوند .  با تقویت این ویژگی، عقاید و انتظارات نیرومند ساخته می شوند؛ فرصت های جدید از دل شرایط و رویدادها، خلق می شوند ؛ نوزایی و نوآوری از دل شرایط متجلی می شوند ؛ انسان ها خالق اتفاقات زندگی و محیط هستند نه زاییده ی شرایط .

NME ، انسان های آفریننده و نوآور می سازد  و بر اساس همین ویژگی ممتاز، افراد به استقبال فرصت های آینده، و کسب افق های باشکوه و کشف تجارب نوآور و نوین می شتابند . افراد تسلط گرا چالش ها را غنیمت می شمرند و بدبیاری ها آنها را نیرومند می کنند . (جان مارشال ریو ) .

راهبرد های پیش بینی اوضاع و حل چالش های افراد با عقاید کنترل شخصی که ام ان ای ، سازنده آن است ، بسیار سنجیده و حساب شده است. عکس این گرایش و نتایج را می توان در انگیزه بیرونی افراد (اجتناب از شکست ) پیش بینی کرد. – رویکردی منفعلانه و سست بنیاد، که افراد را محروم  از ارزیابی دقیق و منطقی از موقعیت های درونی و بیرونی زندگی خود می کند- .

در روش  ان ام ای ، افراد از نقاط قوت و ضعف خویش و شرایط محیط پیرامون خود آگاه هستند ، خود را همیشه در مراحل کنترل و تسلط بر شرایط و رویدادها می بینند . این تیپ شخصیتی بیشتر بر  نقاط قوت شرایط و محیط پیرامون تمرکز دارند و خود را همیشه در مراحل دست بالا کنترل شرایط و  توانایی می بینند . میدان خلاقیت و دید نگرش ها افراد با انگیزه درونی در جهت تبیین رویکردهای پیشرفت ساز ، خیلی بالا می باشد .

افراد با مغز باانگیزه پیشرفت ، دانش و راهبردهای خود را از طریق  قابلیت های انگیزشی خود سازمانده و نظامند می کنند؛ به  میزان زیادی از دانش و اطلاعات محیط خویش بهره مند می شوند؛ آنها در موقعیت ها و شرایط جدید بسیار  نوآور و  فعال هستند؛ شرایط را جدا از ظاهر موقعیت شان، تجزیه و تفسیر می کنند ؛ آنها اگر چه وجود موانع و چالش ها را انکار نمی کنند، ولی مبنای قضاوت آنها کارآمد ، سازنده گرا و پیشرفت ساز است . این افراد، ارزیابی و تحلیل اوضاع را  بر اساس میزان دانش ،آگاهی ، شناخت و عقاید کنترل شخصی خود مورد ارزیابی دقیق قرار می دهند تا اهداف خود را محقق سازند- قضاوت آنها به شکل رویدادها اتفاق افتاده محدود نمی شود- . راهبرد های فلسفه نوآورانه افراد پیشرفت گرا ، بر اساس ” از آنچه هست ” ، “می تواند باشد و باید بشود ”  تکیه دارد. 

 

 

ان ام ای چه چیزی را توضیح و آموزش می دهد ؟

دیدگاه ان ام ای، شامل دو بخش نظری و عملی است . بخش اول مبانی نظری یا علم شناخت ویژگی های افراد پیشرفت گرا است  و بخش دوم ، یعنی مبانی عملی ، علم توانمند سازیِ شخصیت افراد به شخصیت پیشرفت گرا است .

دیدگاه   ان ام ای  به آثار نارسایی بی انگیزگی در رفتار  افراد

NME برای برانگیختگی گرایش به پیشرفت افراد است.اگر کسی ماهیت استعدادها و علاقه های درونی خود را به نفع شرایط و موقعیت های بیرونی رد کند ، ” راه رشد و پیشرفت” واقعی خود را مسدود می سازد. چنانچه تحقیقات نشان می دهند، اگر انگیزش های درونی فرد، ناکام شود ، نادیده گرفته شود یا از خود شکوفایی ممانعت به عمل آید ، احساس ناکامی و ناخرسندی در فرد حاصل می شود .

افراد باید به شدت مراقب سلامت روان و توسعه امور خود باشند زیرا تصمیم گیری های روزمره ما بر اساس رهنمودهای درونی ، در باره ی اینکه مطابق ذات خویش عمل کنیم، یا مطابق اولویت های بیرونی، در ایجاد پیشرفت و شکوفایی و احساس خرسندی  یا محروم ماندن از رشد یا احساس عدم خرسندی ، بی اهمیت و کم اثر نیستد. افراد اگر از علاقه های درونی و ذاتی خود محروم شوند ، مسیر ناهموار و پُرچالشی را در زندگی طی می کنند.

افراد با انگیزه های درونی با ایجاد احساس امید و و انتظارات مثبت قوای درونی خود را تقویت می کنند و آینده برای انسان ها با انگیزه درونی، روشن و زیبا و امید بخش است . انگیزش درونی به عنوان یک مکانیسم حمایت کننده زیستی و فطری از ما حفاظت می کند . زمانی که افراد با انگیزه هستند، نیازهای روانی و اجتماعی خود را که جزء نیازهای مهم غریزی هستند، تحت تاثیر قرار می دهند و آنها ترغیب به ورود در صحنه عمل و میدان پیشرفت زندگی می کند . از سوی دیگر ، گرایش انگیزشی درمانده ، به دیدگاه نسبت خود (self) هنگام رو به رو شدن با شکست اشاره دارد ، کسی که جهت گیری انگیزشی درمانده دارد،با ناامید شدن و کنار گیری، به شکست  واکنش نشان می دهد و طوری عمل می کند که انگار اوضاع از کنترل او خارج است (دوک ، ۱۹۷۵؛ دوک و ریوچی،  ۱۹۷۳، به نقل از جان مارشال ریو)  .

افرادی که “راه پیشرفت” را از درون خودشان جستجو می کنند، به اوج آفرینندگان و هنر مندان بالذات عرصه بهزیستی می رسند. در مقابل افراد که با احساس ، درماندگی رو به رو هستند در آنها نارسایی انگیزش پیشرفت و نارسایی یادگیری مشاهده می شود . این افراد نسبت به توانایی های خود و شرایط موجود زندگی درونی و بیرونی بسیار بدبین هستند . به همین ترتیب است که این افراد را در شرایط تحصیلی ، ارتباطات اجتماعی، عملکردهای شغلی و سایر امور زندگی ، ضعیف و ناکارآمد می بینیم. ان ام ای ، روی کنترل کردن آنچه برای شما اتفاق می افتد تمرکز دارد. محیط ها تا اندازه ای قابل پیش بینی و غیر قابل پیش بینی هستند . افرا تا اندازه ی زیادی می تواند کنترل پذیری در این موقعیت ها را داشته باشد.افراد برای پیش بینی آنچه اتفاق خواهد افتاد سعی در تأثیر گذاری برآنچه اتفاق می افتد می کوشند تا شرایط را به نفع خودشان بهتر کنند (جان مارشال ریو )  . افراد با کنترل کردن به این طریق ، می کوشند زندگی خودشان  و دیگران را بهتر کنند(جان مارشال ریو ) .

افراد باید مراقب این موضوع باشند که آیا تلاش های آنها برای تایید دیگران است یا بر اساس عشق و علاقه ی درونی خود در حال تلاش هستند! افراد باید تلاش های قلبی و فعالیت هایی را  که به آنها علاقه مند هستند، در ردون خودشان درونی سازی ، تقویت و پرورش دهند تا از سلامت و رشد بهینه برخوردار شوند.

ارزیابی مدل های انگیزشی – عصبی

اگر هدف تان این است که به افکار ، رفتار و انگیزه  خودتان نیرو و هدف بلقوه ببخشید و بخواهید به نتایج ، اهداف و خواسته های خودتان دست یابید ،  کنترل کننده رویدادهای زندگی خودتان باشید ،  فردی مسلط و خودمختار و فعال باشید، می بایست  بر روی نیازها و علاقه های درونی ( انگیزش درونی) خودتان سرمایه گذاری و حسابی ویژه  باز کنید . زیرا انگیزش درونی باعث تقویت نیازهای شناختی اجتماعی شما می شود .

افراد با انگیزش درونی ، افرادی پیشرفت گرا، هستند ، بر خلاف افراد اجتنابی، رشد جو هستند و نیازی به تایید جوی دیگران برای رشد و پیشرفت ندارند. 

بسیاری از روان شناسان معتقدند نتایج مثبت انگیزش درونی از نتایج مثبت انگیزش بیرونی بیشتر است (دسی و رایان ۱۹۹۴؛ رایان و دسی ۲۰۰۱- ۲۰۰۰ ؛ به نقل از سانتراک) . افراد گرایشی تلاش های خود را روی یادگیری ، بهتر شدن ، و شکوفا کردن استعدادهای خود متمرکز می کنند ، در صورتی که افراد اجتنابی رشد خود را در گرو نحوه ی  شیوه های پاداش ها و تشویق های بیرونی ، طراحی می کنند.

بسیاری از روان شناسان معتقدند نتایج انگیزش درونی از نتایج انگیزش بیرونی بیشتر است (دسی و رایان ۱۹۹۴؛ رایان و دسی ۲۰۰۱، ۲۰۰۰؛ به نقل از سانتراک)   . به نظر آنها احتمال تولید رفتارهای قابل تسلط از طریق انگیزش درونی بیشتر است. مقایسه ی تحقیقاتی نیز نشان می دهند که آدم های دارای انگیزش درونی در کاری که می کنند علاقه ، هیجان و اعتماد به نفس بیشتری نشان می دهند . انگیزش درونی غالباً موجب بهبود عملکرد و افزایش پشتکار، خلاقیت و عزت نفس می شود (دسی و رایان ۱۹۹۵؛ راین و دسی ۲۰۰۱،۲۰۰۰؛ شلدون و دیگران ۱۹۹۷ به نقل از جان مارشال ریو)  .

نکته ی مهم برای روان شناسان این است که ” خودمختاری” که (درونی است)، احساس کنترل شخصی ایجاد می کند و این احساس کنترل، برای شخص، سودمند است. در این دیدگاه ، انسان ها برای دل خودشان کار می کنند نه برای موفقیت و پاداش بیرونی (دی چارمز ۱۹۸۴؛ دسی و رایان ۱۹۹۴؛ رایان و دسی ۲۰۰۱،۲۰۰۰ به نقل از جان مارشال ریو )  برای مثال ، محققان متوجه شده اند که اعطای حق انتخاب و مسئولیت به دانش آموزان در زمینه یادگیری ، انگیزش درونی و علاقه ی درونی آنان به انجام تکالیف درسی را بالا می برد(استیک ۲۰۰۱،۱۹۹۶- به نقل از سانتراک)

افراد با انگیزه های درونی کمتر تحت تأثیر قضاوت ها و نقد های دیگران قرار می گیرند. به این عبارت که مانع تراشی ، انتقادات و دیدگاه های منفی بیرونی و دیگران بر عملکرد و پیشرفت  آنها اثر ویژه ای ندارد و همین مسأله موجب توان روانی و جسارت عمل گرایی در آنها می گردد. ولی در الگوهای انگیزشی بیرونی ، ترس، تردید،  اضطراب، احساس شرم و دلسردی به وفور به چشم می خورد .

با این حال اکثر روان شناسان ، انگیزش درونی را ” کلید پیشرفت”  می دانند برای مثال لانس آرمسترانگ  ، مثل بسیاری از قهرمانان ورزشی، از همان ابتدا برای دل خودش ورزش می کرد و مسابقه می داد نه برای دل پدر و مادرش ، مربیانش و نه برای مدال گرفتن. (سانترارک)    .

تعریف شخصیت های پیشرفت گرا

برای اینکه یک تعریف دقیق و عمیق از شخصیت های پیشرفت گرا ارایه دهیم نیاز است که بدانیم، چرا یک فرد، چنین رفتار پیشرفت گرایی از خود نشان می دهد. یعنی برای این تعریف باید به دنبال انگیزه رفتار فرد باشیم تا شخصیت پیشرفت گرا را تعریف کنیم. این همان سؤال اساسی است که ” پژوهشگران امروزی انگیزش پیشرفت” به دنبال پاسخ دادن به آن هستند که بدانند چرا یک فرد، رفتار پیشرفت گرا از خودش نشان می دهد؟ به عبارتی ، چرا بعضی های به پیشرفت علاقه مند هستند و برای رسیدن به این هدف از خود تلاش و استقامت ویژه و منحصربه فرد نشان می دهند؟

درک هدف و قصد انسانی یک نقشه عالی برای رسیدن به انگیزه است . این به ما کمک کند تا بتوانیم به علت  پیروی رفتارمان از انگیزش دست یابیم .

پاسخ اساسی به این رفتارها ، در قصد و انگیزه درونی افراد نهفته است.

برای هر فرد پیشرفت گرا، دو هدف برای پیشرفت ، خیلی مهم هستند و این دو هدف هستند که  به افراد انگیزه بالای پیشرفت بیشتر را می دهند . دو هدف اصلی پیشرفت، هدف های عملکردی و هدف های تسلط هستند. در رابطه با هدف های عملکردی ، فرد با معیار برتری مواجه می شود و می خواهد شایستگی خود را نشان دهد یا ثابت کند ؛ در مورد هدف های تسلط ، فرد می خواهد شایستگی خود را پرورش دهد یا بهبود ببخشد (اَمس و آرچر،۱۹۸۸؛دوک۱۹۸۶-۹۹۰؛نیکولز،۱۹۸۴؛ اسپنس و هلمریچ ،۱۹۸۳)

در اصل معیار این دو هدف پیشرفت (عملکردی و تسلط) مبنای اساسی انگیزش پیشرفت برای فرد هستند . همین دو هدف به سرنخ های مهمی از انگیزه فرد برای نشان دادن رفتار پیشرفت گرا ، می دهند. بر همین اساس می بایست تعریف شخصیت فرد پیشرفت گرا را از دل این دو هدف پیشرفت استخراج و جستجو کرد تا علت آشکار شدن نیرو و جهت دارشدن رفتار پیشرفت گرا هویدا گردد.

به عبارتی خیلی ساده تر، می توانیم از شناسایی مسیر انگیزه و قصد افراد از پیشرفت ، به تعریف شخصیت های پیشرفت گرا دست می یابیم زیرا هدفِ عملکرد و تسلط، دو ملاک واقعی و مهم شکل دهی و سازماندهی رفتار شخصیت های پیشرفت گرا هستند. بر همین اساس شخصیت های پیشرفت گرا چنین تعریف می شوند ؛

” به  شخصیتی که میل به عملکرد و تسلط در کار و فعالیت در او ، زیاد و بالا باشد ، شخصیت پیشرفت گرا می گویند.”

ویژگی این تعریف، موقعیت کلی انگیزه رفتار پیشرفت گرای افراد را آشکار می سازد. (عملکرد و تسلط زیاد و بالا در کارها ، علت نیرو مند شدن رفتار و جهت دار شدن رفتار پیشرفت گرای فرد است )  

هدف های “عملکردی” عموماً شایستگی فرد را بر اساس ارزیابی هنجاری پرورش می دهند و این هدف ها توجه فرد روی نشان دادن توانایی در مقایسه با دیگران ، متمرکز می کنند.رسیدن به هدف های عملکردی به معنی بهتر عمل کردن از دیگران است. هدف های “تسلط “عموماً ارزیابی مبتنی بر خود (یا مبتنی بر تکلیف ) را از شایستگی فرد پرورش می دهند ، و این هدف ها توجه فرد را روی پرورش دادن شایستگی و تسلط یافتن بر تکلیف  متمرکز می کنند. رسیدن به هدف تسلط به معنی پیشرفت است( جان مارشال ریو ).

ویژگی های شخصیت های پیشرفت گرا

پویایی ساختار عصبی گرایشی

عملکرد اجرایی بهینه

انگیزه درونی

سازنده گرایی

احساس کنترل درونی

کنترل شخصی

خودمختار

خودتنظیمی اهداف

انتظار زیاد موفقیت

انتظار عملکرد بالا

انتظار تسلط بالا

تلاش زیاد

میل به برتری

رفتار خودکام کن

رفتار نوآور

خلاق و نوآورگرا

استقامت و تاب آوری زیاد

انعطاف پذیری

تغییر پذیر

شخصیت یکپارچه

با اعتماد به نفس

قدرت انتطباق پذیری

احساس کارایی و کارآمدی زیاد

برون گرا

اجتماع پذیری

ترقی خواهی بالا

هیجان خواهی مثبت

کمال گرا

یادگیری بالا

علاقه اجتماعی

پُرانرژی و سرزنده

احساس خشنودی

مثبت اندیش

معناگرا

خودآگاهی

کنجکاو

رویا پرداز

فراسو نگر

آینده نگر

هدف گرا

ویژگی های دوره های آموزشی NME

برخی از ویژگی های مهم انگیزشی – عصبی  عبارتند از:

۱-توانمندسازی انگیزشی – عصبی

۲- جایگزینی گرایش به پیشرفت در برابر بی میلی ، نارسایی انگیزشی و اجتناب از پیشرفت

۳- همانگ سازی فعالیت های انگیزشی ، شناختی و رفتاری در جهت نیرو بخشیدن به رفتار و  بهبود عملکرد.

۴- فعال سازی فرایندهای عصبی گرایشی

۵- تکنیک های علمی و کاربردی

۶- قابلیت فراگیری برای سنین مختلف 

۷-ارائه آموزش فردی و گروهی

۸- آگاهی افراد به نقش انگیزه ها، افکار و رفتار توانمند ساز در بهبود شرایط زندگی شخصی و حرفه ای

۹-  مهارت آموزی آگاهانه و هوشمندانه افراد  از این روش ، به جای رویکردهای آموزشی الگو پذیری ، هیجان انگیزی و تلقین پذیری .

۱۰- کسب مهارت های پایدار انگیزشی ، شناختی – رفتاری

۱۱-آگاهی از عملکرد ها و افکار و رفتار هدفمند

۱۲-رشد جویی در برابر تأید جویی

۱۳-خود سازندگی در برابر دیگران سازی

۱۴-الگو پذیری منطقی و حساب شده، در برابر نقش پذیری و تقلید های کورکورانه و غیر حساب شده.

۱۵-میل به پیشرفت و نوآوری با شرایط و امکانات موجود

۱۶-تقویت شخصیت سازی گرایش به پیشرفت

۱۷-ایجاد احساس عملکرد و تسلط برتر بر موقعیت های پیشرفت ساز.

 

پیام مهم NME

” خود ما هستیم که انتخاب می کنیم که  شرایط به چه شکل باشند، نه آنچه اکنون ظاهر شرایط نشان می دهد .

ما با زندگی باید طوری رفتار کنیم که آن را برای خودمان باانگیزه سازیم .

افراد  به جای اینکه با زندگی بسازند ،باید تلاش کنند تا زندگی را بسازند . 

افراد نباید منتظر بمانند تا توسط دیگران ساخته شوند، بلکه سازنده گرا هستیم ؛ راه خود را خودمان انتخاب می کنیم نه علاقه دیگران  ؛ راه ما با درون مان همخوان است ؛ حوادث و یا دیگران نه می توانند ما را بسازند و نه کنترل مان کنند، بلکه هر کدام از ما آفرینش گرهای هوشمند و خلاق هستیم که جوهره ای الهی در وجود خود داریم که هیچ ناممکن و محدودیتی در برابر این نیرو  وجود ندارد . ما می توانیم رویاهای عالی و برتر خلق کنیم و بیافرینیم  .

در واقع توانمند سازی  انگیزشی – عصبی   به ظرفیت وجودی انسان کمک می کند تا  توجه و تمرکز خود را از محدودیت‌های فردی و محیطی رها کرده و  بر توانمندی های درونی و فرصت های خلاق درونی متمرکز شود ، خلاقانه بی اندیشید و هوشمندانه رفتار کرد .

 ان ام ای، از افراد نمی پرسد که مشکل شما چیست ؟ ان ام ای نمی پرسد چه کسی را باید به عنوان الگوی پیشرفت خودتان انتخاب کنید؛  بلکه ان ام ای به افراد می گوید: قوت ها و توانایی های درونی شما به اندازه ای هستند که نیاز شما را برای ایجاد هرنوع  شکوفایی و پیشرفت در زندگی ، پشتیبانی کنند . 

اهم موضوع ان ام ای بر ویژگی ها و توانایی درونی انسان ها استوار است . شواهد علمی و تجربی از این نتیجه گیری حمایت می کند که زندگی افراد با انگیزه های درونی، پرانرژی تر از افرادی است که از انگیزه های بیرونی تغذیه می کنند.

این روش در پی این هدف است که انسان ها بر اساس واقعیت و ماهیت درونی خودشان و آنچه که برای آنها دارای ارزش و اهمیت درونی است، پیش روند .هدف این است که انسان با خودش نزدیک تر شود، ظرفیت های الهی اش را بهتر بشناسد و خود عظیم الهی اش را متبلور سازد. چیزی که هر انسانی برای ” زیستن ناب” و  واقعی به آن نیاز دارد.

افراد در روش ان ام ای، ماسک بر چهره نمی زنند ، بلکه آزادند که عاشق ماهیت و استعدادهای وجود خود، علاقه مندی ها و ارزش های درونی خود باشند . (معیار ارزشی برای سلامت روان)

جهت گیری مهم این روش اعتنا و اعتماد به ظرفیت های الهی درونی است به طوری که افراد بر شرایط و رویدهادهای مختلف زندگی کنترل و مسلط باشند و در محیط، و زندگی فردی ، اجتماعی، کارآمد و اثربخش باشند . 

پایان

از استاد محترم ” سرکار خانم دکتر امل شریفی ” که در تحقق این دستاورد علمی همکاری و مساعدت لازم را به بنده داشتند ، کمال تشکر را دارم.

ابراهیم علی عزیزی روان شناس و پژوهشگر حوزه انگیزش پیشرفت

مدرس توانمند سازی انگیزش پیشرفت فردی و حرفه ای

 بنیانگذار دوره های توانمند سازی انگیزشی – عصبی ( NME )

مدیر سایت کلید اوج